بیاد آوردن اون روزا و اون خاطره ها اشکم رو در میاره.. دارم با تمام وجودم مبارزه می کنم اما نمیشه..
میام تو اطاق گریه می کنم.. اشکام پاک می کنم می رم بیرون..
هی ساعت نگاه می کنم که زودتر بگذره اما بعدش می گم چه فایده؟؟ اما بازم خوبه حداقل می بینم که اونجایی دلم یکم آروم می گیره..
سرم هنوزم درد می کنه.. ![]()