چقدر خوابی که دیدم واقعی بود..
تو بغل همدیگه گریه کردیم و بهت گفتم چیزی تموم نشده و تو سرتو تکون دادی که می فهمی..
چرا ازم فرار می کنی؟
فکر نکن ندیدم عکس چشمام رو..
فکر نکن نخوندم حرف دلت رو..
تماشا کن نابود شدن کسی که یک روز همه چیزت بود..
نوامبر 3, 2005 بدست rainyeyes
چقدر خوابی که دیدم واقعی بود..
تو بغل همدیگه گریه کردیم و بهت گفتم چیزی تموم نشده و تو سرتو تکون دادی که می فهمی..
چرا ازم فرار می کنی؟
فکر نکن ندیدم عکس چشمام رو..
فکر نکن نخوندم حرف دلت رو..
تماشا کن نابود شدن کسی که یک روز همه چیزت بود..